محمد مهدى ملايرى
237
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
خوبى بهرهمند شد ، و شكى نيست كه آشنا شدن با سير ادبيات ساسانى در ادبيات عربى كه اجمالا بدان اشاره رفت پرتوى بر راههاى تحقيق در اين زمينه خواهد افكند كه با راهنمايى آن مىتوان به نتايج بسيار نيكى رسيد . تاكنون سخن ما بهطور كلى دربارهء ادبيات عربى عصر عباسى و اهميت آن از لحاظ تحقيق دربارهء آثار ادبى دوره ساسانى بود ، اكنون براى توضيح بيشتر بايد اين مطلب را هم اضافه كنيم كه در مجموعهء ادبيات و فرهنگ عصر عباسى همهء اقسام و همهء دورههاى آن از اين نظر يكسان نيستند ، بلكه بعضى قسمتهاى آن اهميت بيشتر و بعضى اهميت كمترى دارند و به اين جهت ضرورت دارد كه اين مسأله نيز در نظر باشد تا بتوان موارد صحيح تحقيق و راههاى را كه بهتر به مقصود مىرسانند مشخص ساخت . مثلا همانطور كه در سير ادبيات ساسانى در ادبيات عرب ديديم كه هرقدر زمان جلوتر آمده و از دوران ترجمه دور تر شده بهتدريج آثار ايرانى آنها كمرنگتر و شكل عربى در آنها نمايانتر شده ، و به همينجهت هرقدر منابع ادبى قديمتر و به دوران ترجمه نزديكتر باشند براى كار ما مهمتر و باارزشترند ، به همينگونه هم بعضى رشتههاى ادبى و بعضى از مظاهر فرهنگ و تمدن عصر عباسى نيز براى اين كار ما اهميت بيشترى دارند و شايد بهتر باشد كه اين موضوع را هم با ذكر چند مثال روشنتر سازيم . در ادبيات عصر عباسى گاهى به رشتههايى برمىخوريم كه در ادبيات قديم عرب به هيچوجه سابقه نداشته و براى نخستينبار در ادبيات اين زبان جلوه مىكند . تحقيق در اين رشتهها و بهخصوص اگر به نخستين اثرى كه در عربى بوجود آمده دست يابيم غالبا ما را به ادبيات پهلوى و دورهء ساسانى مىكشاند . روشى كه اينوسترانزف خاورشناس دانشمند روسى در كتاب خود « نفوذ ايران در ادبيات اسلامى » در تحقيق درباره كتاب « المحاسن » منسوب به عمر بن فرخان از منجمان و مترجمان قرن دوم هجرى به كار برده و كوشيده است كه رابطهء اين كتاب را كه به نظر وى سرآغاز يك سلسله كتب اخلاقى عربى به نامهاى « المحاسن و الاضداد » يا « المحاسين و المساوى » و مانند اينها گرديده با كتابهايى